X
تبلیغات
کار کلاسی درس جامعه شناسی دین - جنبشهای اسلامی در جهان عرب-بخش دوم (
مباحث جامعه شناسی دین

جنبشهای اسلامی در جهان عرب-بخش دوم 

*باسمه تعالی *

 زیرنظراستاد :آقای دکتر صادقی                                   دانشجو:رحمتی

منبع :کتاب جنبشهای اسلامی در جهان عرب (بررسی پدیده بنیاد گرایی اسلامی )     

       مولف :هرایر دکمجیان            مترجم :حمیداحمدی                                                        

                                                        

 ****************************************************************

فهرست مطالب                                                                            

بخش دوم: رستاخیز اسلامی در جهان عرب: بررسی های موردی

6- مصر، مهد بنیادگرایی اسلامی

7- سوریه: بنیادگرایی سنی علیه حکومت بعث

-------------------------------------------------------------------------------------------------------

6-مصرمهد بنیادگرایی اسلامی

مصر در سالهای میان دو جنگ کانون فشارهای متضاد اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و ایدئولوژیک به حساب می آمد، و این عوامل محیط مساعدی برای ظهور اخوان فراهم آورد.

در این محیط بحرانی، عکس العمل مصری به صورت دو جریان عمده نمایان شد.

جریان نخست، ناسیونالیسم مصری بود.

دومین جریان، جنبش اصلاح(رفرم) اسلامی(سلفیه) زیر نظر شیخ محمد عبده بود.

حسن البناء: تجسم بنیادگرایی:

بناء شخصاً علاقه چندانی به مسائل پیچیده و غامض ایدئولوژیک نداشت، چون به تجدید حیات جامعه ی اسلامی بدون توجه به تقسیمات داخلی، فرقه ای و یا تقسیمات دیگر متعهد بود. وی برای ترویج ایدئولوژی اخوان، به قرآن و شش کتاب معتبر حدیث تکیه می کرد. به علاوه بناء به افکار و اقدامات دیگر شارحان پیشگام بنیادگرایی از جمله ابن حنبل، ابن حزم، نووی، و خیل دیگر نظریه پردازان و فعالان و قهرمانان تاریخ اسلامی تأسی می جست.(ص149)

اخوان المسلمین دریک جایگاه انقلابی

بناء سازمان و دستگاه های تبلیغاتی نیرومندی ایجاد کرد و کوشید به طور فزاینده ای در امور مصر نقشی سیاسی ایفا کند. سالهای جنگ (دوم) بناء را به کشمکش با مقامات بریتانیا و دولت مصر واداشت. (ص150)

در نتیجه، اخوان المسلمین خلاء سیاسی و ایدئولوژیک بعد از جنگ 1967 را فرصت مساعدی برای تجدید حیات خود یافتند. در ضمن، گروه های اسلام گرای جدیدی ، بویژه از سوی نسل جوان تر مبارزان خشمگین، در حال تشکیل بود. (ص157)

مصر دوران سادات: اوج گرفتن بنیادگرایی:

سادات، به عنوان رئیس جمهور مصر با دو مشکل عمده و فوری مواجه بود: استحکام قدرت خود و رویارویی با اسرائیل در صحرای سینا. (ص157)

سادات بر اساس ادعای مشکوک برای مشروع جلوه دادن خود، به سه اقدام سیاسی مرتبط با هم دست زد:

ا) ناصرزدایی جامعه ی مصر از طریق تمرکز بر خلع سلاح جزیی بخش سوسیالیستی.

2) اتکاء به سیاست اقتصادی درهای باز(انفتاح)، به منظور جذب سرمایه گذاریهای خارجی بویژه سرمایه گذاری و کمک اقتصادی آمریکا برای ایجاد بخش خصوصی وسیع.

3) نزدیکی به آمریکا و تضعیف مداوم پیوندهای سیاسی، نظامی و اقتصادی با اتحاد جماهیر شوروی. (ص158)

در اواسط دهه ی 1970، سادات در بعد اسلامی یک سیاست سه جانبه در پیش گرفت:

1) آشتی با «اسلام  رسمی دولتی» برای کسب جمایت رهبری اسلامی مصر که مقرش در دانشگاه الازهر و مساجد بزرگ تحت حمایت دولت بود.

2) دلجویی از اخوان المسلمین برای خنثی کردن مخالفت بنیادگرایان و استفاده از قدرت سازمانی اخوان علیه ناصریستها.

3) سرکوب گروههای بنیادگرای مبارز که فعالیت قهر آمیزشان رژیم را تهدید می کرد. (ص159)

شیوه ی اصلی و عمده سادات برای کسب مشروعیت، انجام مراسم اسلامی در سطح داخلی بود که با شخصیت او به عنوان یک سیاستمدار جهانی خواستار صلح اعراب و اسرائیل، برخورد پیدا کرد.

در نتیجه، از سیاستهای دوران سادات می توان چنین نتیجه گرفت :

1) قدرت بنیادگرایی اسلامی را از جهت نفوذ گسترده، تعهد ایدئولوژیک و تواناییهای سازمانی اش، نباید دست کم گرفت.

2) نباید از طریق سازش زیاد و ظاهری با ایدئولوژی اسلامی، «سلاح مذهبی» را برای رسیدن به اهاداف سیاسی ناهماهنگ با عقیده بنیادگرایانه، به کار گرفت.

3) باید سیاستهای خارجی و داخلی موافق با سیستم ارزشی مذهبی- فرهنگی و مناسب با نیازهای اجتماعی- اقتصادی مردم اتخاذ کرد.

4) باید یک جانشین پویای اسلامی را به عنوان وسیله ی اجتماعی کردن جامعه و کلید تحول اقتصادی سودمند و نوگرایی کنترل شده، جانشین بنیادگرایی مبارز کرد.

5) برای برآوردن نیازهای اجتماعی- اقتصادی اقشار محروم جامعه باید ترکیب ایدئولوژیک جدید را با حداقل بی کفایتی و فساد نخبگان به مرحله ی اجرا در آورد. (ص164)

سه سازمان مبارز:

در طول دهه ی 1970، فعالیت سه گروه اسلام گرا حیات سیاسی مصر را به لرزه انداخت.

این سه گروه عبارت بودند از:

1- سازمان آزادیبخش اسلامی(منظمه التحریر الاسلامی)، سازمان آزادیبخش اسلامی به عنوان گروه «آکادمی فنی ارتش» نیز معروف است، نام دیگری نیز به عنوان جوانان محمد(شباب المحمد) دارد.

2- جامعه مسلمانان(جماعه المسلمین)-از سوی دیگر جامعه ی مسلمانان را التکفیر و الهجره نیز می نامند.

3- سازمان جهاد(منظمه الجهاد).به الجهاد نیز گاهی«جهاد نوین» گفته میشود.

 این جوامع از نظر ایدئولوژیک و سازمانی، فرزندان مستقیم اخوان المسلمین به شمار می آمدند. (ص165)

*********************************************************************

سید قطب: حلقه ی ارتباطی مهم

در واقع، سید قطب به عنوان یک ایدئولوگ مبارز، رهبری تبدیل بنیادگرایی سست بنیاد اخوان المسلمین به افراط گرایی جوان دهه ی 1970 را به عهده داشت.

 نقش و نفوذ محوری سید قطب بر مبارزان جدید از سه ویژگی برخوردار بود:

 1) سید قطب به عنوان یک نظریه پرداز تأثیر نیرومندی بر نوزایی و جهت گیری جدید ایدئولوژی اسلامی داشت.

2) قطب به عنوان عضو برجسته ی اخوان المسلمین کهن، تداوم سازمانی میان اخوان و شاخه های طغیانگر و سرکش آن را فراهم می ساخت.

3) سرپیچی سید قطب، به عنوان یک عنصر فعال، از دولت و مرگ او باعث شد تا مبارزان جوان تر شیوه ی شهادت را از او بیاموزند. (ص165)

قوائد و پایه های اصول ایدئولوژیک سید قطب را می توان چنین خلاصه کرد:

1) سیستم اجتماعی- سیاسی مسلط بر جهان اسلامی و غیر اسلامی معاصر، سیستم جاهلیت آمیخته با گناهکاری، بی عدالتی، رنج، و انکار ارشاد الهی اسلام است.

2) وظیفه ی مسلمان با ایمان این است که برای تبدیل جامعه ی جاهلی، از طریق دعوت و جهاد پیکارجویانه به تجدید حیات اسلام دست بزند.

3) تبدیل جامعه ی جاهلی به جامعه ی راستین اسلامی، به عهده ی مسلمانان پیشتاز فداکار است.

4) هدف نهایی مسلمانان متعهد باید استقرار حاکمیت خداوند در روی زمین باشد، تا به وسیله تمام گناهان، رنجها و فشارها رفع شود. (ص167)

به این ترتیب، وظیفه ی ایدئولوژیک سید قطب خلق الگوهایی بود که بتواند بیداری اسلامی را به منظور استقرار حاکمیت الله بر روی زمین (الحاکمیه) افزایش دهد.

نظرات و پیشنهادات قطب باعث برداشتها و تفاسیر متضادی از سوی مریدانش شد، که به روی چند موضوع عمده تکیه می کردند. این موضوعات عبارت بودند از نقش«پیشتاز»، ویژگی های اعضا و رهبری آن، ماهیت جدا شدن از جامعه، و روابط میان «پیشتاز» و مسلمان مومنی که در نظام جاهلی به زندگی مشغول است. اختلاف بر سر این مسائل باعث شکاف میان طرفداران قطب شد. (ص169)

التحریر الاسلامی و التکفیر و الهجره:

دو گروه به دلیل اختلاف ایدئولوژی و رهبری، به صورت رقیب یکدیگر درآمدند. در واقع، این دو گروه علی رغم موضع مشترکشان در ضدیت با حکومتی که آن را بت پرست و طاغوت قلمداد می کردند، نمی توانستند جبهه واحدی علیه رژیم تشکیل دهند.

ایدئولوژی

التکفیر و التحریر الاسلامی هر دو به عنوان گروههای انشعابی از اخوان المسلمین، تفاسیر رادیکال آرمانهای بنیادگرایانه ی حسن البناء و سید قطب را قبول داشتند. هر دو گروه به ارکان پنج گانه ی اسلام به عنوان حداقل مبنای اعتقادی، شدیداً اعتقاد داشتند.

در حالی که التکفیر از برپایی مجدد جامعه ی پیامبر بشدت طرفداری می کرد، التحریر الاسلامی موافق به کارگیری شیوه های نو برای رسیدن به اهدافش بود. التکفیر از نظر جهت گیری، بسیار بیشتر از التحریر الاسلامی جنبه ی ایدئولوژیک داشت.

در واقع اعضای التکفیر معتقد بودند که تمام جوامع اسلامی از زمان پیامبر و چهار خلیفه راشدین به بعد، کافران را در بر می گرفتند. (ص172)

رهبری وسازمان

سازمان آزادیبخش اسلامی، تحت رهبری «صالح سریه» قرار داشت که یک فلسطینی دارای درجه ی دکتری در تعلیم و تربیت و عضو سابق حزب آزادیبخش اسلامی، یکی از جناح های اخوان المسلمین اردن بود.

شکری مصطفی، بنیانگذار التکفیر نیز عضو اخوان المسلمین بود. در سال 1965 به زندان افتاد، و از دست همکاران مسن ترخود و درگیریهای داخلی آنها دلگیر شد.

صالح سریه ریاست یک شورای اجرایی دوازده نفره را به عهده داشت، که به طور دمکراتیک و از طریق اجماع با یکدیگر مشورت می کردند. در مقابل شکری مصطفی یک رهبر مذهبی خودکامه بود که تصمیمات نهایی را خود اتخاذ می کرد. (ص174)

سازمان الجهاد:

اهداف و انگیزه های ایدئولوژیک الجهاد، طی محاکمه ی اعضای آن فاش شد، خالد اسلامبولی سه دلیل برای کشتن سادات ارائه داد:

1) قوانین موجود مصر با شرع اسلام سازگار نبود. و این واقعیت مسلمانان را رنج می داد.

2) صلح سادات با اسرائیل.

3) دستگیری، آزار و تحقیر بنیادگرایان مسلمان در سپتامبر 1981.

یازده نکته انگیزه ترور کنندگان دریک چارچوب ایدئولوژیک

(منبع : کتاب جهاد: واجب مکتوم(الفریضه الغائبه)                   مولف :عبدالسلام فرج

1) وظیفه هر مسلمان این است که در جهت امت اسلامی تلاش کند. این وظیفه توسط الله و شریعت مقرر شده است. از آنجا که قوانین کشورهای مسلمان قوانین کفار است، مسلمانان راستین باید علیه رهبران خود که در غرب توسط مسیحیان، کمونیستها و صهیونیستها آموزش دیده اند، اعلام جهاد کنند.

2) رهبران مسلمانی که قوانین اسلام را رد می کنند، مرتد شمرده می شوند، هرچند که ادعای مسلمانی دارند. به عبارت دیگر، «مسلمین» باید دائماً معتبر شناخته شوند، چرا که اگر یک فرد گناهکار به گناه خود اصرار ورزد، مسلمانی خود را از دست می دهد. ارتداد، بالاترین مرحله گناهکاری است.

3) همکاری با یک فرمانروای کافر که ادعای مسلمانی دارد، گناه است. مجازات چنین رهبری مرگ است، هرچند که قادر به دفاع از خود نباشد. مسلمانان راستین باید از کار دولتی و خدمت نظام سرباز زنند.

4) جهاددائمی علیه یک حکومت کافر عالیترین تعهد و تنها راه تمام مسلمانان راستینی است که آرزوی نابودی جامعه ی جاهلی و احیای اسلام را دارند.

5) مبارزه ی مسلحانه تنها شکل قابل قبول جهاد است.

6) جهاد از راههای مسالمت آمیز نظیر شعار دادن، تشکیل احزاب اسلامی یا هجرت، نشانه ترس و حماقت است. اسلام تنها از طریق نیروی مسلحانه پیروز می شود.

7) در ابتدا باید با کفر داخلی(حکومت مصر) و سپس با کفر خارجی(جهان غیر اسلامی) جهاد کرد.

8) هر مسلمانی می تواند بدون تلاش یا تحصیل زیاد، به مطالعه ی جهاد بپردازد. به این ترتیب، بی سوادی نمی تواند بهانه گریز از جهاد باشد.

9) رهبری در اسلام باید به عهده ی قویترین مومنان، که تقوا و ترس بیشتری از خدا دارند، گذاشته شود. رهبر را باید به طور جمعی انتخاب و پس از انتخاب از او اطاعت کرد. یک عالم متکبر و مغرور نباید رهبر شود.

10) خوداری از جهاد دلیل اصلی موقعیت اسفبار مسلمانان و عامل عمده ی تحقیر، انحطاط، خواری و تفرقه آنها است.

11) خداوند، پنج دوره در تاریخ اسلامی معین کرده است:

الف: امت در دوران پیامبر

ب: امت در دوران خلفا

ج: امت در دوران پادشاهان

د: امت در دوران دیکتاتوری

ه: امت دوران ما، که طی آن دیکتاتوری و استبداد سرنگون شده و امت تحت کنترل یک نظام مشابه با جامعه ی پیامبر قرار گرفته و صلح برقرار خواهد شد. (ص182)

بنیادگرایی در ارتش:

مظاهر رستاخیز در ارتش مصر و بویژه در میان درجه داران بالاتر و رده های پایین متوسط گروه افسران، آشکار بوده است. افسران رده های بالاتر، آنقدر ناتوان بودند که علی رغم نقض نظم و دیسیپلین ارتش، با این جلوه ها و مظاهر بنیادگرایی از در سازش در می آمدند. این سازگاری از اینجا ناشی می شد که می ترسیدند بروز هرگونه عکس العمل شدید در قبال شیوه های اسلام گرایانه، سر باز زدن از نظم ارتش و حتی شورش را به دنبال آورد. (ص187)

به دنبال ترور سادات، تصفیه هایی در ارتش صورت گرفت، چون دو تن از عاملان اصلی ترور- یعنی اسلامبولی و الزمر- جزو افسران اترش بودند. در واقع نمی توان نفوذ اسلام گرایان را در ارتش از بین برد، چون ارتش بخشی از جامعه محسوب می شود. (ص187)

عکس العملهای حکومت

از دوران ناصر، سیاست مصر در قبال بنیادگرایی اسلامی، در جهت مقابله با این منازعه دائمی با قدرت حکومت، با فشار و سازگاری همراه بوده است. موفقیت ناصر در مقابله با اخوان المسلمین، نتیجه جذبه ی فره مندانه فوق العاده ی او، و نیز وجود یک سرویس اطلاعاتی بسیار کارآمد بود.

در واقع مرگ سادات به طور موقت از شدت و گسترش وضع بحرانی در مصر جلوگیری کرد، و آن هنگامی بود که مبارک کوشید از طریق اصلاحات مورد نظر خود، چهره رژیم را تغییر دهد. اما رئیس جمهور جدید، علی رغم مقاصد صادقانه اش، برای علاج کامل و همه جانبه دردها و بیماریهای جامعه مصر، ابزار ایدئولوژیک و کادرهای فداکار در اختیار نداشت. (ص194)

7-سوریه بنیادگرایی سنی علیه حکومت بعث:

سوریه بزرگ، در آخرین روزهای حکومت عثمانی مرکز اصلی ناسیونالیسم عرب شد. تقسیم شرق عربی به محیط های نفوذ فرانسه و انگلیس پس از جنگ جهانی اول، سوریه را دچار ناپیوستگی سوق الجیشی و ایدئولوژیک کرد. (ص197)

روند سیاسی سوریه (70-1954):

 اثر متقابل ایدئولوژی، ژئوپلیتیک، فرقه گرایی، تسلط حزب واحد، تضاد طبقاتی و حکومت فاسد نظامی، ویژگی تاریخ سوریه ی مستقل بوده است. این مجموعه ی نیروهای متقابل و مخالف، الگویی از سیاست کودتایی بنا گذاشت که نشانگر رفت و آمد سریع نخبگان در محیطی دائماً ناامن بود. نتیجه طبیعی این جریان، به بحران مشروعیت نخبگان و نهادهای سوری منجر شد و هنوز هم تا به امروز مشاهده می شود. (ص198)

حزب بعث، به منظور تقویت موقعیت خود و مقابله با نفوذ کمونیستها در ارتش دو استراتژی در پیش گرفت:

1) وارد کردن تعداد بسیاری از افسران ارتش در جزب .

2) ایجاد وحدت میان مصر و سوریه. (ص199)

اما از نظر فرقه ای حکومت مصر قصد داشت تحت نام ناسیونالیسم عربی، اختلاف ایدئولوژیک عمومی را تعدیل کند. به این ترتیب، جدایی مصر از سوریه اختلاف و تضاد فرقه ای را مجدداً مشتعل ساخت و افسران ضد ناصری دمشق، به رهبری سرهنگ عبدالکریم النهلاوی، مقامات عالی را به دست گرفتند. به این ترتیب؛ ارتش و حزب بعث این فرصت را به اقلیتهای محروم سوریه، بویژه علویها دادند، که قدرت و تحرک زیادی کسب کنند.(ص201)

بنیادگرایی سنی به عنوان یک جنبش فرقه ای:

در حالی که اسلام گرایی مصری اعتراض خود را در اصل متوجه یک رژیم تحت سلطه ی سنیها کرده، بنیادگرایی اسلامی سوریه به شکل یک جنبش اعتراض سنی علیه حکومت تحت سلطه ی علویها درآمده است. در این رابطه، فعال گرایی سنی سوریه به جنبش اکثریت شیعه ی عراق شبیه است که با رژیم بعثی سنی صدام حسین مخالفت می ورزد. هر دو جنبش اسلام گرا، مدعی اند که نمایندگی دو اکثریت فرقه ای را به عهده دارند و در رژیم اقلیت غیر مذهبی بعثی بر آنها حکومت می رانند.

اخوان المسلمین سوریه: ریشه ها و تحول:

ریشه های اخوان المسلمین سوریه را می توان در جمعیتهای اسلامی جوامع خیریه ی اجتماعی گوناگونی جستجو کرد که طی اواخر قرن نوزدهم به وجود آمدند.

اخوان المسلمین سوریه از نظر ساختاری همانند اخوان المسلمین مصر رهبری کرد. گرچه دو گروه به یکدیگر به عنوان یک جنبش واحد نگاه می کردند، اما در عمل خود مختار بودند.

به این ترتیب، اشغال سوریه از سوی فرانسه، و نتایج سیاسی- اقتصادی ناشی از تقسیم و شکاف جهان عرب به واحدهای ملی جداگانه، انگیزه فعالیت طرفداران اخوان المسلمین بود. (ص203)

اخوان المسلمین به دلیل اختلاف ایدئولوژیک خود با ناصر، از جدایی مصر و سوریه و انحلال جمهوری متحده عربی حمایت کرد. بعضی از اعضای آن به افسران جدایی خواه سنی به رهبری عبدالکریم نهلاوی پیوستند و ده کرسی در پارلمان به دست آوردند. (ص204)

توسل به جهاد (83-1976)

یک نتیجه شکست اخوان المسلمین تاسیس جبهه اسلامی  سوریه به دبیرکلی شیخ محمد ابوالنصر البینونی بود. نکات عمده ی اعلامیه جبهه اسلامی (جهت نشان دادن ویژگی های منحصر به فرد جنبش اسلامی سوریه و شباهتها و تفاوتهای آن با جنبشهای مصری، عراقی، سعودی و کشورهای دیگر عربی مفید است):

1) درخواست از عقلای جامعه علوی مبنی بر سرنگونی «رژیم برادران اسد» به منظور جلوگیری از تراژدی جنگ داخلی

2) درخواست رهایی تمام شهروندان از ستم «استبداد» از بین بردن زندان های سیاسی، برقراری آزادی فکر و بیان و حفظ حقوق اقلیتها.

3) درخواست تشکیل یک حکومت معتقد به تفکیک قوا و دولت قانونی متکی بر شورا، که شرافت فردی و آزادی را تضمین کند.

4) حمایت از مالکیت کامل زمین از سوی کشاورزان و کوتاه کردن دست واسطه ها و دولت از بخش کشاورزی

5) انتقال مالکیت صنایع ملی از دولت به کارگران به عنوان پاداش کافی.

6) مخالفت با نقش دولت به عنوان یک تاجر، حمایت از بخش آزاد خصوصی در تجارت و صنعت، و تشویق صنعتگران.

7) تعهد به «سوسیالیسم اسلامی» برای گسترش عدالت اجتماعی در قانون شرع اسلامی.

8) تعهد به جهاد به عنوان یک وظیفه بسیار مهم در اسلام، به منظور تبدیل رژیم« فرقه ای» فعلی به یک حکومت اسلامی منظور تبدیل رژیم« فرقه ای» فعلی به یک حکومت اسلامی .

9) تقویت ناسیونالیسم و وحدت عربی در محیط بزرگتر همبستگی اسلامی.

10) بی طرفی در امورخارجی.

11) مخالفت سازش ناپذیر با اسرائیل و صهیونیسم.(ص210) 

اختلافات عمده میان ایدئولوژیهای اسلام گرایان مصری و سوریه

1) با توجه به ناهمگونی و عدم تجانس سوریه، برنامه جبهه فاقد صلابت ایدئولوژیک مخصوص ایدئولوژیهای جوامع بنیادگرای مصری است.

2) ایدئولوژی و برنامه جبهه، منعکس کننده پراگماتیسم وسیع و فقدان باریک بینیهای پیچیده عقیدتی و بحث و جدلهای ویژه جوامع اسلام گرای مصر است.

3) گروههای تشکیل دهنده جبهه اسلامی سوریه به ایدئولوژی واحدی متمسک می شوند که بیانگر جریان اصلی بنیادگرایی سنی است. تمایلات مهدی گرایانه (مسیحیایی) همانند مورد گروه التکفیر و الهجره نقشی در بنیادگرایی سوری نداشته است.

4) اخوان سوریه و شرکای کوچکترش در جبهه اسلامی، آمادگی بیشتری از اخوان مصر و شاخه های آن برای اعلام جهاد گسترده علیه دولت سوریه داشته اند.(ص211)

(جنبش اسلام گرا در سوریه: پایگاههای اجتماعی و چشم انداز های آن)

اخوان المسلمین، علی رغم پایگاه اجتماعی شهری اش، ضعفهای قابل توجهی نیز داشت که عبارت بودند از عدم وحدت جامعه سنی و ناتوانی اخوان در نفوذ به مناطق روستایی و اطراف شهرها . اخوان به عنوان یک جنبش شهری، نه قادر است نماینده منافع روستاییان باشد و نه اینکه در آنها نفوذ کند. علاوه بر این، چنین به نظر می رسد که بعضی از تاجران با نفوذ دمشق هم از دولت و هم از اخوان حمایت کرده اند تا به این وسله بتوانند به بهترین وجه حافظ منافع خود باشند.(ص214)

رهبری جنبش اسلامی سوریه :یک نمودار(ص218-216)

نام

تحصیلات

سابقه خانوادگی

وابستگی قبلی

سابقه منطقه ای

وضع فعلی

شیخ محمد عبدالناصرالبینونی

عالم 

خانواده عالم از حلب

امیر جامعه ابوذر

حلب

دبیر کل جبهه اسلامی؛ که در 1988 در تبعید مرد

شیخ سلیم محمد الحمید

عالم

خانواده علما

رهبر اخوان المسلمین

حلب

در درگیری کشته شد( 1982)

علی صدرالدین البینونی

وکیل

خانواده علما، برادر محمد

رهبر اخوان المسلمین

حلب

نایب ناظر اخوان المسلمین

عدنان سعدالدین

مربی و نویسنده

طبقه متوسط پایین

معلم در امارت عربی متحده، و رهبر دایره شمالی

حما

ناظر کل سابق اخوان المسلمین، یکی از سه رهبر جبهه اسلامی ( عضو کمیته اجرایی) در تبعید

سعید حوا

عالم، صوفی

طبقه متوسط پایین، پدر و برادرش کشته شده اند

دایره شمالی

حما

یکی از سه رهبر جبهه اسلامی ( عضو کمیته اجرایی)، رهبر ایدئولوگ که در 1989 در تبعید مرد

مروان جدید

مهندس کشاورزی

زارع ثروتمند پنبه

رهبر گروه اسلامی مستقل که توسط ساف آموزش دیده است.

حما

در 1976 در زندان در گذشت

شیخ طاهر خیرالله

عالم

رهبر بر جسته مذهبی

-

حلب

ناشناس

عدنان عقله

مهندسی راه و ساختمان و افسر ارتش

طبقه متوسط، فرزند نانوا

رئیس بخش نظامی

درعه و حلب

در آوریل 1982 از کار بر کنار شد رهبر جناح مخالف داخل سوریه پیر و مبارز مروان جدید

امین یکن

-

-

رئیس مبارزان دایره شمالی

حلب

ناشناس

محمد حواری

دکترای داروسازی و استاد دانشگاه دمشق

طبقه متوسط

رئیس دایره دمشق ( طرفداران عصام عطار)

دمشق

از تدریس ممنوع شده و داغرای یک آزمایشگاه است

دندل جبر

-

طبقه متوسط

سازماندهنده اخوان المسلمین

دیرالزور

عضو رهبر ملی اخوان المسلمین

عبدالستار الزعیم

دندانپزشک

تاجر

رهبر اخوان المسلمین

حما

در 1979 کشته شدنت

سیاست های رژیم

سیاست های رژیم آینده جنبش اسلام گرایی به توان رژیم در رویارویی با مشکلات اقتصادی سوریه و چالشهای موجود در لبنان و جایگاه بزرگتر عربی اسرائیلی بستگی دارد. حتی در دوران بعد از حافظ اسد، اسلام گرایان ممکن است برای رسیدن به قدرت با مشکل مواجه شوند. مادام که به اصل معتقد باشند که تنها سنی ها می توانند بر یک کشور دارای اکثریت سنی حکمرانی کنند، مشکل بتوان فهمید که چگونه قادر خواهند شد در به راه انداختن یک جنبش مخالف گسترده علیه نظام حاکم موفق شوند. در واقع اخوان المسلمین ممکن است در متقاعد ساختن اقلیتهای مسیحی، دروزی، اسماعیلی، کرد و علوی و نیز سنیها به اینکه نظام اسلامی منافع آنها را بهتر از رژیم بعثت برآورده می سازیم با مشکلات مواجه شوند.)ص223)

**********************************************************************

منبع:هرایر.دکمجیان-جنبشهای اسلامی در جهان عرب (بررسی پدیده بنیاد گرایی اسلامی )  -مترجم حمید احمدی-تهران -کیهان -۱۳۷۷.

  (باآرزوی موفقیت رحمتی )

+ نوشته شده در  جمعه چهارم دی 1388ساعت 18:56  توسط همکلاسی  |